" rel="stylesheet"/> "> ">

شماره ٥٤: دو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرا

دو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرا
فسان کشید و بروی زمانه آخت مرا
من آن جهان خیالم که فطرت ازلی
جهان بلبل و گل را شکست و ساخت مرا
می جوان که به پیمانه ی تو می ریزم
ز رواقی است که جام و سبو گداخت مرا
نفس به سینه گدازم که طایر حرمم
توان ز گرمی آواز من شناخت مرا
شکست کشتی ادراک مرشدان کهن
خوشا کسی که بدریا سفینه ساخت مرا